از ترس بی تو لال شدن حرف میزنم...

دوسه یاریم موافق تو هم ای دوست بیا/ منم و فکر و خیال تو! کسی دیگر نیست...

از ترس بی تو لال شدن حرف میزنم...

دوسه یاریم موافق تو هم ای دوست بیا/ منم و فکر و خیال تو! کسی دیگر نیست...

۲۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۸ ثبت شده است

۳۱ شهریور ۹۸ ، ۲۳:۱۴

نو شو، نو باش

از خیلی چیزها میتوانی بگذری که اگر بگذری به خودت لطف کرده ای، خودت را سبک کرده ای. آنکه نمیتواند بگذرد، آبی راکد است و سرانجامی جز تعفن و گندیدگی ندارد. رودی همیشه جاری باش و بدان که طهارت تو، در جریان توست...

 

*از یار آشنا سخن آشنا 2...


کاش تموم میشد این کدورت پیش آمده.

۳۱ شهریور ۹۸ ، ۲۳:۰۹

یا خیر مرجو

آنها که امیدی به تغییر ندارند از نسیم رحمت الهی نومید گشته اند و نومیدی بدترین گناه است.

 

*از یار آشنا سخن آشنا..2

همیشه از این که نمیتونم در لحظه جواب اونایی که ناراحتم میکنند یا اونایی که  بهم تیکه میندازند را بدم ناراحت بودم و بیشتر از همه پدر و مادرمو به خاطر این موضوع مقصر میدونستم.چون معتقد بودم تربیت اونا باعث شده من اینجور بزرگ شم و نتونم خیلی جاها حرفمو بزنم... ولی امروز وقتی دیدم فلانی با گستاخی جواب بزرگترشو میده خداروشکر کردم که من اینطور نیستم. درسته که خیلی وقتها بهم فشار میاد و خیلی جاها حقم سر حرف نزدن خورده شده ولی باز من هزار بار راضی ترم از اینکه اینقدر حاضرجواب و بی ادب و دوست نداشتنی باشم و همه از شر زبونم به الامان باشن


تازه میفهمم چرا استاد همیشه میگن تربیت های امروزی که  سر و زبون دار بچه ها را تشویق میکنه خوب نیست... واینکه چقدر آدمهای درونگرا آسیبشون کمتره. هم برای خودشون و هم برای دیگران!

 

۲۷ شهریور ۹۸ ، ۱۳:۳۱

و باز هم حافظ

پیرو یه خاطره که یکی از بچه ها از یکی دیگه از بچه ها نقل کرد منم به هوس افتادم که یه شعر از حافظ حفظ کنم. گفتم که چه یهتر که تفال بزنم هرچی خود حافظ نظرش بود همونو حفظش کنم. حاصل تفال دیشب من شد این شعر:

می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این

بر در میکده می کن گذری بهتر از این

در حق من لبت این لطف که می‌فرماید

سخت خوب است ولیکن قدری بهتر از این

آن که فکرش گره از کار جهان بگشاید

گو در این کار بفرما نظری بهتر از این

ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق

برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این

دل بدان رود گرامی چه کنم گر ندهم

مادر دهر ندارد پسری بهتر از این

من چو گویم که قدح نوش و لب ساقی بوس

بشنو از من که نگوید دگری بهتر از این

کلک حافظ شکرین میوه نباتیست بچین

که در این باغ نبینی ثمری بهتر از این

 

به قول صبا "حفظیجاتم! "خوب نیست. ولی دارم تلاشمو میکنم..:))

 

۲۶ شهریور ۹۸ ، ۲۳:۳۹

دریافت 3

* وَلَا تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکَاثًا

و مانند آن (زنی) که رشته خود را پس از محکم بافتن، از هم گسست مباشید 

** اگر هر روز از پنبه پارچه ای بافند و بدون اینکه آن پارچه، بر قامتی راست آید، دوباره پارچه را پنبه اش کنند تا دیگر باره پارچه ای بافند، این رفت و آمدها جز بیهودگی چه خواهد بود؟

اگر نیک بنگری بسیاری از زندگی، جز تابیدن ها و واتابیدن های بی حاصل نیست...

*** · وَ کَمْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَیاتاً أَوْ هُمْ قائِلُونَ 

و چه بسیار شهرهایی که هلاک کردیم و عذاب ما درحالی که در خواب شبانه یا خواب نیمروز بودند به آنان رسید..

 

*قرآن/ 92نحل

** ازیار آشنا سخن آشنا 2

*** قرآن/ 4 اعراف

 

الهی ارحمنی..

۲۲ شهریور ۹۸ ، ۰۹:۴۷

کاش بشم..

پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب

تادر این پرده جز اندیشه او نگذارم..

ازدیشب اومده روی زبونم بدون اینکه قبل و بعدشو بدونم.

دوستش دارم ولی:))

۲۱ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۱۳

جبر

وقتی خودت از حاشیه نیای بیرون از حاشیه میارنت بیرون..

 

*حسرت یه سلام به دلم موند.

۱۹ شهریور ۹۸ ، ۱۰:۲۶

5 روز می نوشی

تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت

من مست چنانم که شنفتن نتوانم..

۱۹ شهریور ۹۸ ، ۱۰:۲۵

حافظ

سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش..

۱۹ شهریور ۹۸ ، ۱۰:۲۳

مولانا

من چه گویم چون تو تو میدانی نهان..